X
تبلیغات
رایتل

madhouse

همه اش یک گه خوری گنده بود

حالا من نیستم و شد

همه چیز همان جور همیشه گی ترش است

تاریخ ارسال: 1388/11/25 ساعت 12:44 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب

یه کم بعدتر منم یادت میره

منم می خزم تو لاک وبلاگ بنفش کمرنگم

یادم میره آدما چقد خرن

تاریخ ارسال: 1388/11/15 ساعت 19:55 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب

پیشنهادی های جشنواره ی فیلم فجر

از هر چیز این بی برنامگی که بنالم، بابت تاخیر ده روزه ی جشنواره ی فیلم فجر در بندرعباس خوشحالم. آدم دستش بازتره برای انتخاب. امیدوارم از این ده تا فیلم اقلا نصفش بیاد.

من دلم فیلم میخواد.

1. طهران، تهران +

داریوش مهرجویی، رضا یزدانی، پانته آ بهرام، سروش صحت، فرهاد قائمیان، کارن همایونفر، معیری... آدمهای دوست داشتنی من.. (حتی نوشتن اسم این آدمها کنار هم روی یک دیوار مخروبه، وادارم میکنه به مکث. چه برسه به کنار هم چیدنشون توی یک فیلم!)

2. طبقه ی سوم +

هرچقدر که دیدن اسم مهناز افشار انرژی منفی بده توی casting این فیلم، دیدن اسم پگاه آهنگرانی و میرباقری انگیزه م رو بیشتر میکنه برای دیدنش

3. هفت دقیقه تا پاییز +

هیچ فیلمی از این کارگردان ندیدم منتها به خاطره اسدی و هدیه تهرانی ایمان دارم. امان از تو حامد بهداد که حرص میدی آدم رو توی ندیدن یک فیلم

4. به رنگ ارغوان +

یک جور "ببخشید" سینمایی. حاتمی کیا جون گندی که توی "دعوت" زدی به این راحتیا از ذهنم پاک نمیشه. با همه ی حاشیه های این فیلم که اتفاقا جذابترش کرده، اینقدر از حاتمی کیا ناامیدم که اگه دو سال پیش بود، با رغبت بیشتری می نشستم پای فیلم ارغوانی اش.

5. کیفر +

احتمالا مثل "بیست" پارسال باید بشینم ناخون بجوم در طول پخش این فیلم

6. لطفا مزاحم نشوید. +

فیلموگرافی کارگردان جذبم کرد. توی casting اسمی از حامد بهداد برده نشده ولی عکسش هست. خدا جون جون خودت بهداد توش نباشه

7. پسر آدم، دختر حوا +

من نه دل خوشی از اسپاگتی در 8 دقیقه ی این آقا دارم، نه مهناز افشار و شیلا خداداد و حامد کمیلی و لیلا اوتادی رو بازیگر میدونم. اما از اونجا که ارادت خاصی به کارگردان بسیار نازنین این فیلم (رامبد جوان جون) دارم اینم فرستادم تو لیستم.

8. بیداری و رویاها +

حمید فرخ نژاد، امین حیایی... فک کن!

9. تسویه حساب +

اگه میخواین یه فیلمفارسی ببینین که همه ی زنهای فیلم آدم خوبه ند (حتی اگه زندانی باشن) و همه ی مردای حتی خیلی خوب فیلم هم آدم بده ی فیلم، به طوری که باید تیغشون زد و تیکه تیکه شون کرد ساعت 9 گذاشت دم در آشغالی ببره، برین آخرین فیلم سازنده ی سوپراستار رو هم ببینین. و از اینکه به شعورتون توهین میشه لطفا به من فحش ندین.

10. کیمیا و خاک +

داستانش جالب بود. همین


پ.ن: انتخابها بدون تاثیر دادن فیلمهای جایزه بگیر بود.
تاریخ ارسال: 1388/11/15 ساعت 18:55 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 5 نظر

هیس س س

من خدای افراط و تفریطم

الان در دوران تفریط به سر می برم

تاریخ ارسال: 1388/11/14 ساعت 01:32 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 8 نظر

crazy never land

خیلی چیزها میخواستم بنویسم برای پشتکوهی

به خاطر رفتار غیر حرفه ای و زشتی که باهاش شد

اما الان به خاطر چیزهای گنده تری ناراحتم

آدمهای اینقدر حاشیه دار به هیچ جا نمی رسند


پشتکوهی

هنوز عزیزی

حتی بی سیمرغ.. (اسمش چی بود؟ سیمرغ؟ تندیس؟)

تاریخ ارسال: 1388/11/11 ساعت 23:28 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 6 نظر

بی پولی

عاشـــــــــــــــــــــــــــــقتم لیلا حاتمی جونم
چقد این بلاگ بازی و آه و ناله ها و جلب توجهات آشنا بود!
چقد زن بودی
چقد دلم میخواست محکم بغلت میکردم ماچت میکردم وقتی تو چارچوب در با نون بربری و صد گرم پنیر نسیه ایستاده بودی بغضت ترکیده بود زارزار گریه میکردی.

سیامک انصاری جونم تو عمرم هیچ آدم ولنگ و واز و بیخود و شلخته ای اینقد به دلم ننشسته بود.. که رکورد زدی امشب توی سالن سینمای ستاره ی شهر!

بهرام رادان جون
استایل قابلمه به دست منتظر غذای نذریت ده تای کاراکترهای شیک و اتوکشیده ی همه ی نقشای قبلیت چسبید بهم.

مرسی حمید نعمت الله!


پ.ن: آی کتلت با گوشت شتر می چسبه. موقعی که از درد سمت راست بدنت تقریبا کبود شده و چشات سیاهی میره. دو ساعت قبلش با دوست جونت بی پولی دیده باشی اسنک خورده باشی. تو سینما اسنیکرز خورده باشی آقا ماموره بهت گیر داده باشه. دندون بالای سمت راستتم درد کنه.

تاریخ ارسال: 1388/11/08 ساعت 00:48 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 15 نظر

jump to the hell

آدم ها اگه میخوان بپرن، مث مرد بپرن، گردن من نندازن لطفا

تاریخ ارسال: 1388/11/07 ساعت 15:14 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 7 نظر

زنانگی است و هزار هزار دردسر...
تاریخ ارسال: 1388/11/06 ساعت 17:29 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 8 نظر

جهت ثبت در تاریخ

آخرین امتحان یک ترم مونده به آخر

تاریخ ارسال: 1388/11/04 ساعت 14:31 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب

آدما میگن من با تو وبلاگم فرق میکنم.. فرق میکنم؟

_ یه بار گفتی "زمستون که هوا سرد شد، بشینی جلو چشمم، کاپشن بپوشم، از دهنم بخار بیاد بیرون، دماغم یخ کنه قرمز شه.. اون وقت واست میگم قبلنا راجع بهت چی فک میکردم، بعد که از نزدیک دیدمت چقد فرق داشتی.."

زمستون امسالم واسه ما زمستون نشد رفیق. نه من با آدم تو وبلاگم فرق میکنم، نه هوا اونقد سرد شد که تو با کاپشن و بخار دهنت و دماغ قرمز یخ کرده برام بگی قبلنا راجع بهم چی فک میکردی، بعد که از نزدیک دیدیم چقد فرق داشتم.

من اما همان جور همیشگی تر ام هنوز...

_ تو همه ی اینا رو یادته؟!

_ گفته بودم خاطره بازم. دیدی حالا من خود آدم توی وبلاگمم؟!

پ.ن: دوست کمی تا قسمتی عزیز و محترم، جون مادرت be yourself

تاریخ ارسال: 1388/11/03 ساعت 15:30 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 15 نظر

بیست نشم، کم کم 17-18 میشم

خیلی باحاله به هیچیت نباشه امتحان داری

بعد دم صبح تازه پا شی جزوه تو ورق بزنی

بعد نمره ی شاخ هم بگیری!

یا درسا آسون تر شدن

یا من بعد ده ترم پوست کلفت شدم


پ.ن: بعد هرجای امتحان استاد از حبه ی انگور سوال داده بود نیش من تا پهنای بناگوشم واز میشد توی دلم میگفتم شنگول و منگولش کو؟ استاد جدی میشد که: تیک نزن وول نخور نیشتم ببند.


این میوه های ریز هم واسه ما درس نشد.

که استادش روش تهیه ی شراب رو حذف کنه جاش طرز تهیه ی کشمش تیزآبی بذاره.

کشمش تیزآبی میخوام واسه دنیام یا آخرتم؟

واسه جماعتی که می نخورده مستن، همینقدشم خیلیه. به خدا!

تاریخ ارسال: 1388/11/01 ساعت 14:45 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 13 نظر

شنگول منگول حبه ی انگووووور

امتحان میوه های ریز دارم یکی دو ساعت دیگه

هرجای جزوه که میرسم به حبه ی انگور، ناخودآگاه یاد شنگول و منگول میفتم!

هی من میخوام تمرکز کنم، هی نمیشه!


پ.ن1: روش تهیه ی شراب رو استاده حذف کرد از جزوه مون

پ.ن2: دیگه خدا، خودت اومدی نسازی. یا منو میندازی، یا بهت ایمان میارم

تاریخ ارسال: 1388/11/01 ساعت 06:22 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب 8 نظر