X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
1387/12/30

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 23:55

۱. من هنوز توجیه نشدم ما الان تو سال ۸۷یم یا ۸۸؟!

۲. خدایا یه کاری کن من تو قرعه کشی بانک ملی ماشین ببرم

اگه بردم ایمان میارم :|

1387/12/30

خوب، بد، زشت

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 08:45

خوبی ها و بدی هایش را که کنار هم بگذارم فقط یک نتیجه می شود گرفت: عین همه ی سالها

آن ۲۱ سال و ۴ ماه و ۱۰ روزی که گذشت. خوب، بد، زشت

 

خوب یعنی: مثلا من پارسال این موقع بهشب را نمیشناختم. و خیلی آدمهای نازنین دیگر را

بد یعنی: آدمهایی شبیه  موجودات فضایی که یک لب دارند و هیچ گوشی برای شنیدنت

زشت یعنی: اینقدر آدمها آنتی احساس شوند و موج منفی از خود ساطع کنند که یک روزی یک روانشناسی پیدا بشود ضرب العجل تعیین کند

که خودت را بیشتر از بقیه دوست داشته باشی. زشت یعنی پارک بانوان.

زشت یعنی دخترهای سیگاری افسرده که باد توی موهایشان وول میخورد و فرت فرت سیگار میکشند.

 

اما قشنگی هایش خوشمزه تر بود.

خواهر و برادرت را که بعد از چند ماه میبینی آنقدر حس خوب دارد

که می چربد به تمام زشتیهای یک سال دراز کشدار کبیسه..

قشنگ یعنی پری سا. یعنی یک عالمه حس خوب

1387/12/30

مرثیه ای برای جمعه های کشدار یک سال کبیسه..

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 08:43

"احمدرضا احمدی"

1387/12/30

هفت سین اسیدی

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 08:00

قرار شده بود روز آخری هفت سین بندازیم تو شرکت

با: "سدیم، سولفات سدیم، سولفوریک اسید، سیتریک اسید، سنگ، سیلیکون، سولفور"


پیشنهادش از خودم بود ولی موقع عمل کردن جیم زدم اومدم خونه

نفهمیدم آخر کسی هفت سین انداخت یا نه

1387/12/29

عیدانه ی شجریان

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 21:22
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
1387/12/29

قیصر امین پور

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 20:40

۱. از رفتنت دهان همه باز...
انگار که گفته بودند: پرواز!
پر  واز!


۲. نه چندان بزرگم
که کوچک بیابم خود را
نه آنقدر کوچک
که خود را بزرگ...
گریز از میانمایگی
آرزویی بزرگ است؟


۳. من
سالهای سال مردم
تا اینکه یک دم زندگی کردم
تو می توانی
یک ذره
یک مثقال
مثل من بمیری؟


۴. گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟
آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟

1387/12/29

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 19:20

دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی خود را
- نثار من می کرد...

1387/12/29

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 07:58

اِ اِ اِ اِ اِ

مرتیکه صاف تو چشم من نگاه میکنه به من میگه تو سلامت روحی روانی نداری

1387/12/27

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 00:49

ـ خوبی؟

ـ نه

ـ چرا؟ چیزی شده؟

ـ همون هیچی همیشگی

1387/12/26

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:54

تا حالا تو چت گل پوچ بازی کردی؟

مثلا طرف پای مسنجر جفت دستاشو مشت میکنه تو باید بگی گل تو کدوم دستشه

اگه تو بردی اون خودشو معرفی میکنه

اگه اون برد هم باز باید خودشو معرفی کنه

کلی هیجان داره!

1387/12/26

یک دوشنبه ی خسته کننده

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:30

1387/12/26

یک پنج شنبه ی خسته کننده ۲

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:28

1387/12/26

یک پنج شنبه ی خسته کننده ۱

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:26

1387/12/26

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 07:34

خواب من چپ بود یا دل تو تلخ؟

1387/12/25

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:53

من تو را
 او را
 کسی را دوست می دارم

"حسین پناهی"

1387/12/25

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:49

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب...

"محمدعلی بهمنی"

1387/12/25

روزگار دیگری...

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:32

زمانی
 با تکه ای نان سیر می شدم
و با لبخندی
 به خانه می رفتم
اتوبوس های انبوه از مسافر را
دوست داشتم
 انتظار نداشتم
 کسی به من در آفتاب
 صندلی تعارف کند
در انتظار گل سرخی بودم


"احمدرضا احمدی"

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:10

مرا اینگونه باور کن

کمی تنها

کمی خسته

کمی از یادها رفته...

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:09

ملت خواب میبینن تعبیر میشه

ما تو بیداری یه چیزی میخوایم تو خواب تعبیر میشه :|

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:08

به قول عزیزی: آدم است دیگر. گاهی خودش را به عاشق نشدن میزند. عاشق آدمهای "نباید"

...........

آدم است دیگر

گاهی هم خواب میبیند

خوابهای "نباید"

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:07

از دیشب تا حالا دارم به این فکر میکنم که چرا خونه ی ما بالکن نداره؟

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:07

دوباره تو

دوباره من

ولی جدا

مث یه زیپ که بازش کنن جفتمون فرار میکنیم از هم

یا به قول پری سا مث دو تا قطب همنام آهنربا

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:06

خداحافظی های یک طرفه هم مثل رفاقت های یک طرفه عذاب آورند

اصلا گل بگیرند این روابط بی سر و ته رو

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:04

آخرش فهمیدم زندگی فیلمفارسی نیست که آخرش همه عاقبت به خیر بشن

پری سا میگه: خوب خدا با خوب تو فرق میکنه

احتمالا راست میگه

1387/12/24

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:03

تو سرازیری ام

اون پایین پایین هااا

1387/12/20

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 12:46

فاصله مون یه پنجره ست          برای پیوند دو دست

    با یه نگاه پل میشه زد           پنجره رو میشه نبست

فاصلمون یه پنجره ست             پنجره رو میشه شکست

   میشه که دستات و گرفت         بازم کنار تو نشست

1387/12/20

دلم زنانگی میخواهد...

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 12:33

دلم زنانگی میخواهد و یک آینه قدی ؛ از آنها که تنها در خانه های قدیمی پدربزرگها پیدا میشود و بعد یک دنیا زنانگی رو بذارم زیر بغل بشینم رو به روی آینه بی ترس  آرایش کنم  لباسهای رنگی  بپوشم و ساعتها در برابر آینه تنها خودم را نگاه کنم بدون اتهام به خودخواهی و غرق گناه کردن مردان 

 دلم زنانگی میخواهد، آغوش گرم و دستی مهربان بی ترس از حضور باید و نبایدها و  بدون حضور این خط کشی ها که اینروزها نهایت حضورشان به قدمگاه من رسیده است.

زنانگی میخواهم برای فرار از این قفس شیشه ایی برای خندیدن ،  شادی کردن و موهایم را با باد هم آغوش کردن


زنانگی میخواهم به تعداد همه سالهایی که عمر کرده ام ؛ دلم میخواهد با من بزرگ شود همردیف و همراه من  زنانگی ام را در بازیهای کودکی می خواهم در قایم باشک خانه پدربزرگ ؛ در میزی پر از خواستنی های زنانه و پیراهنی پر از طرح گل

زنانگیم جا مانده...

1387/12/15

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 23:13

خستگی ات را بگذار برای من 

بگذار لااقل سهمی از خستگی هایت داشته باشم

1387/12/15

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 19:35

همه‌ی دختران باید
شعری داشته باشند،
که برای آنان نوشته شده باشد.
حتا اگر لازم باشد برای این کار
آسمان به زمین بیاید.

دری لولا شده به فراموشی --- ریچارد براتیگان

1387/12/15

عاشقانه ورژن ۲۰۰۹!

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 18:59

قد یارُم بلنده

شیرینه مث قنده!

( تعداد کل: 48 )
   1       2    >>