X
تبلیغات
رایتل
1385/07/28

Veil behind my eyes

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 16:15

تو چشم گذاشتی

من قایم شدم

تو یکی دیگه رو پیدا کردی

1385/07/27

CaveGirl پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر!

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 11:53
1385/07/25

Cr@zy LaZy

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 18:29

دانشگاه نمیرم

درس نمی خونم

عصبیم 

پاچه می گیرم

صبح تا شب پای اینترنتم  

شب تا صبح هم می خوابم!  

1385/07/25

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 11:22

تو هم عاشق شدی؟

چه غلطها!

1385/07/22

For My Paradise

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 00:41

_خیلی دوستت دارم.

_ الان که وقت ندارم. باشه واسه بعد

_ ...

1385/07/20

برای ثبت در تاریخ

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 20:28
1385/07/18

برای ثبت در تاریخ

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 10:07

امروز ۶ تا مورچه کشتم

هفتمیش هم از دستم در رفت

یعنی خدا منو می بخشه؟

 

پ.ن: اینم هفتمیش

الان شدن ۸ تا!

 

1385/07/16

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 14:52

من دیشب لپ رضازاده رو گرفتم.. فهمید!

خودشو جمع و جور کرد.

 

پ.ن: باز خوبه ماچش نکردم!

 

پ.ن کاملا بی ربط: پریروز تولد سهراب بود..

باید یادش می کردیم.. یه روزی. یه جایی.. به هر شکل!

1385/07/15

برای سهراب

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 12:10

با توام سهراب

یادته گفتی بهم "تا شقایق هست، زندگی باید کرد!"

نیستی سهراب ببینی

که شقایق هم مرد

دیگه با چی دل بنده ها رو خوش کرد؟! 

1385/07/12

Davech & Spnoptera Kambyes

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 19:47

استاد: درس امروز "دیدگاه کلی پیرامون ساختار ملخ صحرایی"

من: باشه! 

 

نکته ی تستی: می دونستین کامبیز اسم یه نوع سوسکه؟!  

خیلی ستمه.. آدم باباش خدای حشره شناسی باشه

بعد جک و جونور جدید که کشف می کنه اسم پسرشو میذاره روش!

کامبیز دوالچی رو عرض کردم.. 

 

نتیجه گیری: اولین حشره ای که کشف کردم اسم استاد ریاضیم رو میذارم روش 

این خط /

اینم نشون

 

پ.ن: ملخ صحرایی ایثارگرترین، دوست داشتنی ترین و البته خوشمزه ترین (!) جونور دنیاست!   

دلایل اولی و دومیش رو هر وقت حسش بود میگم.. سومیش رو هم می تونی امتحان کنی. مجانیه..

1385/07/10

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 00:06

نوستالژی یعنی حمومک مورچه داره ی گوگوش

یعنی سفر شهره

یعنی مرا ببوس ویگن

یعنی سیمین بری شیبانی

1385/07/08

دانشگاه هم حال وده!

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 16:08

خیلی باحاله آدم استادش زن باشه  

خیلی باحالتره استاد آدم نی نی داشته باشه

 

نتیجه گیری: اون وقت نیم ساعت از اینور می زنه نیم ساعت از اون ور!

پ.ن: گور بابای وجدان

1385/07/05

با توام سهراب

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 22:45

گفتی چشمها را باید شست! شستم ولی...

گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی.....

گفتی زیر باران باید رفت! رفتم ولی...

او نه چشم های خیس و شسته ام را، نه نگاه دیگرم را، هیچکدام را ندید!

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : "دیوانه ی باران ندیده!"

1385/07/01

من و بنیامین!

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 21:25

سرویس، کتاب، استاد، جزوه

نمی خوام، نمی خوام، نمی خوام

شیمی آلی 7 صبح نمیام، نمی خوام، نمیام 

 

پ.ن۱: لطفا با سوز بنیامینی بخونین 

پ.ن۲: هیچم دلم تنگ نشده بود!

پ.ن۳: راستی امروز جا نموندم!!!