-
[ بدون عنوان ]
1387/12/04 22:24
دنیا که سهل است بهشت خدا را هم بی تو نمیخواهم به تنهایی اش نمی ارزد...
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/04 22:23
ـ تو بیشتر از اینکه یه هنرمند باشی حرافی ـ یه حراف خسته کننده که داره با هنرمندی لج تو رو درمیاره!
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/04 14:01
آبدارچی جایی که توش کار میکنم تنها کسیه که خانوم مهندس صدام میکنه دوسش دارم!
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/02 12:25
دانیال کانال تلویزیون را عوض کردوزیر لب گفت: "اگه زنی در کار نباشه، عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و رومئو و ژولیت و شیرین و فرهاد ول معطلند. اگه روزی زن ها بخواند از اینجا برند، تقریباً همه ی ادبیات و سینما و هنر رو باید با خودشون ببرند. اما اگه قرار باشه مردها برند چی؟ اگه قرار باشه مردها از این دنیا گورشون...
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/02 06:18
بدترین اتفاق دنیا اینه که یه صبح جمعه ی کسل کننده بفهمی به خودت خیانت کردی از پشت به خودت خنجر زدی و به طرز ناجوانمردانه ای از رو جنازه ی زخمی روحت رد شدی و گفتی: "ببخشید"
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/02 06:12
۲. من از دار دنیا چند تا دوست خوب دارم که به انگشتهای یک دستم هم نمیرسن تعدادشون ۳. خسته م ۴. لعنت به صبح جمعه پ.ن: وقتی تو نباشی دیگر چه فرقی میکند که او بیاید یا نیاید؟
-
the DOOR in the FLOOR
1387/12/01 08:15
نویسنده ی خیلی روشنفکر که باشی وقتی از رابطه ی یه پسر 17 ساله با همسرت باخبر میشی، باید بشینی کنار دست پسره با خونسردی، جوری که انگار داری راجع به باغچه ی جدید خونه ت حرف میزنی بهش بگی: _ خوشحالم که با همسرم مراوده داری. اون واقعا غمگین بود. از اینکه دوباره میخنده خوشحالم. 1 پ.ن1: the DOOR in the FLOOR
-
و این عشقهای رخت خوابی
1387/12/01 08:13
_ تو خواب منو بیشتر دوس داری یا تو بیداری؟ _ تو رخت خواب!
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/28 19:39
دریای من! این _پرخروش به دریا رسیده را_ دریا ندیده را آرام آرام آرامش کن...
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/28 17:40
کاش خاطره ها هم Shift+Delete میشدن
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/28 17:38
تا حالا شده با کلی ذوق و شوق واسه دوست جونت یه چیز مهم رو تعریف کنی بعد وسط حرفات صدای خرپف کردنش از اون ور خط بیاد؟! پ.ن: از خستگی، خوابش برد! (و چقدر صدای نفس کشیدنهاش نزدیک بود.. انگار بیخ گوشم بود.)
-
Damn Valentine
1387/11/25 22:23
وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فکر می کنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف کرده اند: "تغییراتی در فرهنگ که موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر ملت ما فرود آمد که...
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/24 13:26
من در این تاریکی فکر یک بره ی روشن هستم که بیاید علف خستگی ام را بچرد
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/24 00:23
خسته ام خسته ی کارهای نکرده درسهای نخوانده راههای نرفته
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/19 02:24
آخرش نفهمیدم شبها توی خواب چی میگم که صبح همه چپ چپ نگاهم میکنند. اینجا همه چشمهایشان چپ است و نگاههایشان چپ چپ...
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/19 02:23
اینجا دلی تنگ است... با فونت درشت قرمز Bold
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/19 02:22
_ خر _ خوشوقتم منم صدیقه م
-
یک آدم برای روزهای بارانی،
1387/11/11 20:01
_ من از راه بنفشه به آهو خواهم رسید. و دعا خواهم کرد. و باران خواهد آمد. و خیلی چیزها، خیلی چیزها..! _ من نه بنفشه میخوام نه آهو نه باران. من خیلی چیزها میخوام! _ خنگی دیگه. نمیدونی چی میخوای _ تو که دعای باران می خواندی، سهراب خیلی پیش ترها گفته بود: "زیر باران باید با زن خوابید." من به همان قدم زدن با...
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/09 18:38
میای پیشم؟ تنهایی ازم میترسه :|
-
دنیای وارونه ی وارونه
1387/11/08 01:48
اینجا احتماع بیش از یک نفر مشکوک است خیابانی که یک سرش به دریا و سر دیگرش به ناکجاآباد منتهی شود مشکوک تر اینجا باید مد روز بپوشی ماتیک قرمز بزنی و توی بوتیکهای مرکز خریدهای سرپوشیده چرخ بزنی تا نرمال به نظر بیایی
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/06 01:49
سه تفنگدار آپدیت شد...
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/05 22:55
زمستون سردشه بیا بغلش کنیم
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/05 01:44
من مردی را دیدم که دلش به حال تاریکی دلش به حال سرما دلش به حال باران و دلش به حال آدمها می سوخت اما دلش برای گنجشک خیس سرمازده نه...
-
ب ا ر ا ن
1387/11/05 01:39
حسابی بارید غبار را از دل زمین و شاید کینه را از دل من شست اصلا به غروب دلگیر جمعه نمی مانست...
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/05 01:34
فروغ تعبیر وارونگی زنانگی هایم بود...
-
یکی بود یکی نبود
1387/11/03 03:11
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 یه دختره بود. 18 سال یه پسری رو دوست داشت. واسه دل خودش دوستش داشت نه واسه اینکه به دستش بیاره. پسره یه جوری که نباید بفهمه، فهمید. یک سال گذشت و دختره نم پس نداد. پسره صبرش تموم شد واسه دختره اعتراف کرد میدونه دختره دوستش داره. دختره ناراحت شد....
-
ببار ای ابر
1387/11/03 03:09
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 وقتی برای من نمیباره، چه فرقی میکنه که بباره یا نباره
-
[ بدون عنوان ]
1387/11/03 03:09
۱ . Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 فاحشه ها عجب دل گنده ای دارند. چطور میشه شبی با یک نفر خوابید و عاشق هیچ کدامشون نشد؟ Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 ۲. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 احساسات...
-
[ بدون عنوان ]
1387/10/28 02:02
میدونی من بکارت روحیمو کی از دست دادم؟ یکی از آخرین روزهای اولین ماه بهار. 21 فروردین 87 روی نیمکت روبه خیابون پارک صفا ساعت 22:30 (که بعدها شاکی شدی این نیمکته قبلا صندلیاش بهم چسبیده بود چرا الان جدا شده...)
-
همه چی ساده شروع شد.. تو مسیر یه خیابون
1387/10/28 02:01
آخرشم همون دکتر پدرسوخته تو رو از من گرفت .. همه چی ساده تموم شد. به سادگی شروع شدنش نه.. ولی تموم شد...