-
جمعه ی یه کم متفاوت
1388/01/28 23:58
میشد عین همه ی صبح های جمعه تو رخت خواب غلتید و چرت زد اما خیلی کارهای مفید دیگه هم میشد کرد. خواب جمعه که همیشه هست مثلا میشه صبح زود راه بیفتی بری ساحل با یه اکیپ آدم به شدت پرانرژی زباله روبی کنی روز زمین پاک هم بهانه بود پ.ن۱: برای کسب اطلاعات و عکسهای بیشتر رجوع کنید به " کاپوچینو با طعم پاییز " و...
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/25 15:00
بریده ی روزنامه ی صبح ساحل تاریخ ۱۹ فروردین ۸۸!
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/24 06:58
داره بارن میاااااااااد
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/23 17:43
بعضی وقتها مجبوری تنها باشی شاید بیشتر قدر دوست ها و دوستی ها را بدانی...
-
All Star با طعم آدامس خرسی!
1388/01/21 19:20
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ۱ . دیگه نگاه آشنا نمی گیردم. نمیدونم خوبه یا بد ۲. دیروز دو تا کفش خریدم. خوشحالم! ۳. چه حالی میده خسته و درمونده و له و در اوج پوچی باشی، یکی زنگ بزنه که "بیا در شرکت کارت دارم"... بعد بری ببینی دوست جون تو ماشینش نشسته دستشم زیر داشبورده انگار یه چیزی قایم...
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/19 20:37
تو یه روز ابری پیداش کردم تو یه روز آفتابی گمش کردم نمیدونم الان باید از روزهای ابری بدم بیاد یا آفتابی؟
-
دیروز، امروز، فردا
1388/01/17 23:07
این آقا و این آقا از من دعوت کردن تو بازی جدید بلاگستان شرکت کنم. قرار بر اینه که بگیم چی بودیم و چی شدیم و چی خواهیم شد؟ چی بودم: یک انسان ذاتا خود کم بین. با اعتماد به نفس پایین. "تنبلی که آرزوهای بزرگی دارد." فوق العاده خیالباف و تنبل. بعضی وقتها باورم میشد اگه بشینم یه گوشه و خیالبافی کنم واقعا به همه ی...
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/17 16:03
دلت که بگیرد، دلتنگی ات می چسبد به طاق آسمان. جلویش را که نگیرند، می رود تا بی نهایت. مثل وقتهایی که زیادی خوشحالی و هرچه بیشتر جیغ بکشی از خوشی، خوشحالی ات بیشتر کش می آید... پ.ن: امروز سر کلاس اصلاح و بذرگیری گل و سبزی، چسبیدم به طاق آسمان... Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
-
بعد از خواندن بسوزان...
1388/01/16 15:46
داری خیابونهای دراز و کشدار 16 فروردین بندرعباس رو متر میکنی و به صحبتای کسل کننده ی همکارت گوش میدی راجع به اینکه جامعه رو فساد گرفته و دختر پسرها چقد پرده دریده شدن.. و هی الکی سر تکون میدی که یعنی مثلا آره همینجوره که تو میگی؛ یهو برق یه نگاه آشنا میگیردت. یه قیافه ی آشنا میبینی و میبیندت... دست و پاتو گم میکنی و...
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/15 16:17
مدیر عامل محترم 1 : شما دیگه شورشو درآوردی خانوم. من تا حالا کارمندی به بی نظمی شما ندیدم. لطفا از فردا دیگه زحمت نکشید بیاین سر کار من: من که جیک جیک میکنم برات، تخمه کوچیک میکنم برات، بذارم برم؟! مدیر عامل محترم: برو سر کارت..! پ.ن: هیچ هم جنبه ی خودشیرینی و پاچه خواری نداشت. ایشون کلا آدم محترمی هستند!
-
فسقلی ها۱
1388/01/14 21:10
وقتی مجبورید با یک فسقلی عکس یادگاری بیندازید! پ.ن: مثلا عکس خانوادگی/ ۱۳ فروردین ۸۸
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/14 14:22
دوست خوب یعنی چیزی شبیه تو دلخوشی یعنی بستنی قیفی سر میدان یادبود لبخند یعنی برق نگاهت، و شیطنت چشمهایت، وقتی لبهایت می خندد و مهربانی یعنی دستهایت که به اندازه ی آغوش خدا باز می شود وقتی باد می خورد توی پیشانی ام و موهایم به خدا به جان خدا!
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/08 14:47
من هم آدمم گاهی اوقات دلم دوستهای خوب خوب میخواهد دلم یک کمی، فقط یک کمی دلخوشی میخواهد یک کوچولو لبخند، یک کوچولوترش مهربانی به خدا به جان خدا پ.ن: خداحافظ همگی
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/07 17:29
بیخودی خندیدیم، که بگوییم دلی خوش داریم بیخودی حرف زدیم، که بگوییم زبان هم داریم ما به هر دیواری آینه بخشیدیم، که تصور بکنیم یک نفر با ما هست
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/06 23:38
شاعر می فرماید "بهارش اینجوری باشه، نه امسال سال من نیست و..."
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/03 21:24
روزهایی تو زندگی پیش میاد که حرفای شخصیتو هم نمیتونی بنویسی تو بلاگ شخصیت الان شبِ همون روزه
-
پیر شدم پیر تو ای جوونی
1388/01/02 01:13
انگار دست کم ده سال دیر به دنیا آمده ام گاهی اوقات مثل وقتهایی که شبیه هیچ کدام از همسن و سالهایم نیستم به جایش تا دلت بخواهد شبیه دوستهای ده سال بزرگتر از خودم با همان دغدغه ها و دلمشغولی ها پز نمیدهم اسمش را بگذارم تجربه به پیری زودرس شبیه تر است
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/01 19:35
مثلا آدم تولدش 1 فروردین باشه فکرشو بکن
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/01 19:27
مطرودم درد میکنه من مطرودمو میخوام :(
-
[ بدون عنوان ]
1388/01/01 19:24
رامبد جوانم درد میکنه
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/30 23:55
۱. من هنوز توجیه نشدم ما الان تو سال ۸۷یم یا ۸۸؟! ۲. خدایا یه کاری کن من تو قرعه کشی بانک ملی ماشین ببرم اگه بردم ایمان میارم :|
-
خوب، بد، زشت
1387/12/30 08:45
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 خوبی ها و بدی هایش را که کنار هم بگذارم فقط یک نتیجه می شود گرفت: عین همه ی سالها آن ۲۱ سال و ۴ ماه و ۱۰ روزی که گذشت. خوب، بد، زشت خوب یعنی: مثلا من پارسال این موقع بهشب را نمیشناختم. و خیلی آدمهای نازنین دیگر را بد یعنی: آدمهایی شبیه موجودات...
-
مرثیه ای برای جمعه های کشدار یک سال کبیسه..
1387/12/30 08:43
"احمدرضا احمدی"
-
هفت سین اسیدی
1387/12/30 08:00
قرار شده بود روز آخری هفت سین بندازیم تو شرکت با: " س دیم، س ولفات سدیم، س ولفوریک اسید، س یتریک اسید، س نگ، س یلیکون، س ولفور" پیشنهادش از خودم بود ولی موقع عمل کردن جیم زدم اومدم خونه نفهمیدم آخر کسی هفت سین انداخت یا نه
-
عیدانه ی شجریان
1387/12/29 21:22
نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار
-
قیصر امین پور
1387/12/29 20:40
۱. از رفتنت دهان همه باز... انگار که گفته بودند: پرواز! پر واز! ۲ . نه چندان بزرگم که کوچک بیابم خود را نه آنقدر کوچک که خود را بزرگ... گریز از میانمایگی آرزویی بزرگ است؟ ۳. من سالهای سال مردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو می توانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری؟ ۴. گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم دلم از دیدن این آینه...
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/29 19:20
دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی خود را - نثار من می کرد...
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/29 07:58
اِ اِ اِ اِ اِ مرتیکه صاف تو چشم من نگاه میکنه به من میگه تو سلامت روحی روانی نداری
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/27 00:49
ـ خوبی؟ ـ نه ـ چرا؟ چیزی شده؟ ـ همون هیچی همیشگی
-
[ بدون عنوان ]
1387/12/26 17:54
تا حالا تو چت گل پوچ بازی کردی؟ مثلا طرف پای مسنجر جفت دستاشو مشت میکنه تو باید بگی گل تو کدوم دستشه اگه تو بردی اون خودشو معرفی میکنه اگه اون برد هم باز باید خودشو معرفی کنه کلی هیجان داره!