X
تبلیغات
رایتل

madhouse

ویرگول

با آدمِ تان باید زندگی کنید. دوست دختر دوست پسر بازی نه پسرها را مرد بار می آورد، نه از دخترها مادر می سازد. باید باهاش زیر یک سقف زندگی کنید تا بفهمیدش. بفهمید عاشق این است که درحال آشپزی ببیندتان. عاشق این است که در مناسبات اجتماعی از همه سَر ببیندتان، و هزار تا چیز ریز و کوچک و بی اهمیت دیگر که راه به دنیای هیچ دوست دختر یا دوست پسری نمی یابد. لفظِ حقیرِ "دوست دختر" را از روی گُرده تان بردارد. شرافتمندانه و علنی دوستتان بدارد. بهترین دوستِتان باشد، قبل از اینکه آدمِ تان باشد!

تاهل ذات شریفی دارد. من نه آدمهای متاهلی را که زنشان را میگذارند منزل پدرزن، یا شوهرشان را به هوای فعالیتهای اجتماعی می پیچانند و خودشان میروند دنبال الواتی و هرزگردی و کثافتکاری با رفقای مثلا اجتماعی شان میفهمم، نه آدمهای خیلی روشنفکری که شرط ورود به جمع روشنفکرانه ی شان این است که از هر قید و بند عاطفی و اخلاقی خودت را رها کنی، به اسم اوپن مایند بودن خودت را به لجن بکشی، به هیچی معتقد نباشی و از همه مهمتر، بلد باشی چطور استایل زندگی متاهل های همسن و سال ات را تحقیر کنی و یک هفته درمیان با دوستهای اجتماعی ات بخوابی.

پ.ن: مدتهاست از زندگی توی این شهر می ترسم. آدمهای ولنگ و واز می ترسانندم. آدمهایی که عارِشان میشود از کرامت، شرافت، تعهد، و هرچیزی که به برداشتِ من از انسانیت ربط داشته باشد.
باید جمع و جور کنم بروم جایی که زندگی را شدیدتر می خواهند...
تاریخ ارسال: 1389/12/16 ساعت 11:07 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب
نظرات (24)
1389/12/16 11:17
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
قشنگ مینویسی. امیدوارم تو کارت و تو زندگیت همیشه موفق باشی.
-
اون عکس بالا هم خیلی خوشگله. تو مسابقات ملکه زیبایی شرکت نمیکنه؟
-
بهم سر بزن.
منتظرم تا ببینم نظرت راجع به سوالهایی که پرسیدم چیه.
پاسخ:
سلام
آره عکس خودمه. نه شرکت نمیکنه. البته خیلی ازش درخواست شده!
1389/12/16 11:51
محی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چه کوبنده!!!!!!
1389/12/16 13:09
سهیل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی دوست داشتم , کلا بنویس
1389/12/16 13:59
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
صدی اکثر پستاتو کامل می فهم

و عاشق این جملم
"به اسم اوپن مایند بودن خودت را به لجن بکشی"
و البته بعد هم خودشان را به خریت و سادگی بزنند و بهت بگویند که اه فلانی تو چقدر کوته فکری...
.
.
.
چند وقتی ست از اسم لو دیریا هم بدم آمده صدی

پاسخ:
مریم باش
خود خود خودت
اینقد دنیای ما دو تا بهم نزدیکه که چیز مرموزی واست ندارم تو نوشته هام. حرف دل همه مون یکیه. تو به زبون نمیاری، من غر می زنمشون!
1389/12/16 14:10
محمدحسین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حال کردم با این نگاهت!
1389/12/16 16:28
من
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نگاهت مثل همیشه مملو از انتقاد نسبت به اطراف است .
اگر چه زیبا وکوبنده است و واقع بینانه ، اما واقعیتی است از جنس نگاه تو به عنوان نویسنده در فضای اختصاصی وبلاگ خودت واین همان حقی است که یک نویسنده دارد .
اما واقعیتها را گاه جور دیگر نیز میتوان دید و شاید بهتر است بگویم گاه دیدگاه ها است که واقعیت را در نگاهمان میسازند . یعنی واقعیتها نسبی است مثل زیبائها .
این مطلب را به این خاطر نوشتم که خواهش کنم چشمهایت را لحظاتی ببندی وسعی کنی پس از باز کردن جور دیگری اطرافت را ببینی ، مصلحانه ببینی نه منتقدانه هر دو دیدگاه به یک هدف نگاه دارند اما از دو جهت .
منظورم مخالفت با حرفهایت نیست بلکه نوع نگاه مطلقا منتقدت را مناسب شخصیت صدی یا واقع بینانه تر صدیقه نمیدانم .
سربلند باشی
پاسخ:
جور دیگری برای دیدن هیچی باقی نمانده
1389/12/16 18:53
سمیرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خواندن داشت
موفق باشید
1389/12/16 19:59
دخترک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همیشه حرف دلم رو میزنی
خدا رو شکر که" هستی "
پاسخ:
چه کامنت خوشحالانه ای
1389/12/16 20:51
آذر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلم قرص شد که تو عقایدم تنها نیستم
پاسخ:
دل من قرص تر
1389/12/16 22:39
احسانم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی وقت بی صدا میخونمت مدتها.نوشتنت و دوست دارم اما حالا از اینکه دنیات به این سر راستی لذت میبرم.واسه همین مجبور شدم بگم :خدایا شکر که تو این مملکت بالاش پایینش بالاخره یه جاش هستن جوونایی مث تو که کم نیسن اما....خدارو شکر که هستن.همین
پاسخ:
کدوم احسان؟!
1389/12/17 13:47
احسانم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کدوم ندارم کلا اینجا تو فضای نسبتا مجازی احسان که هستم یه میم هم اضافه میکنم همین هدف شکر گزاری بود.و الا نمیشناسیم.
1389/12/17 14:07
pardis
امتیاز: 0 0
لینک نظر
manam hamuni ke "dokhtarak" o "azar" goftan :-*
پاسخ:
آخ
پردیس جون
عاشقتتتتتتتتتم
بیا همه ی این آدما رو بکشیم بریم مرحله ی بعد دم ساحل بشینیم گیاهخوار بازی دربیاریم
1389/12/17 15:01
من
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بفهمید عاشق این است که درحال آشپزی ببیندتان.


اشکمو درآورد این جمله


:(((((((



...

داشتم سیر خورد می کردم با پیاز برا مزه ی مشروبمون
از وسط چهار چوب آشپزخونه اومد جلو وایساد نیگا کرد فقط
لبخند زد
هیچی نگفت

...
پاسخ:
. . .
1389/12/17 16:35
من
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از غر زدن بیا بیرون خیلی وقته که تورو فقط در حال غر زدن میبینم! لطفن تصمیم بگیر و خوبه که آخرش خودت نسخه پیچیدی! اینو کامن جدی گفتم
پاسخ:
شما فقط منو تو پستهای غرغروی وبلاگم میبینید
من تو 98 درصد زندگیم زیر مشت و لگدهای همین ناملایماتم، تو 2 درصدش دارم غرشو میزنم!
1389/12/17 23:30
موثق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
صدی این پستت خفت خیلی ها رو گرفته تا الان
نیگا، محض رضای خدا یه نفس کش نذاشتی
یه جوری کامنتینگت ساکته که ینی نخوندن این پستو ینی، یا لابد مخاطبت نبودن! مام باورمون شد که پستای تو خونده نمیشن!
آررررررررره
پاسخ:
تو هر جمله ی این پست داشتم به تو فکر میکردم
به اون هیجان عجیب غریبت وقتی از خانومانگی حرف میزنی
از شرافت و نجابت روح آدمها
.............
آی بترکی زهرااااااااااااا :))
"مام باورمون شد که پستای تو خونده نمیشن!
آررررررررره"
:))
1389/12/17 23:42
نازی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی بعد از مدت ها اومدی یه چیزی نوشتی و ترکوندی ...
لایک بهت!!!
پاسخ:
فدات
1389/12/18 09:26
محمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همینه دیگه..این مملکت پیشرفت نمی کنه به خاطر همین..که ادمهایی مثل تو هنوز زن و مرد می بازند و قافیه اجتماع و مناسبات را در غرایض می بینند.یعنی هنوز یاد نگرفتیم ما حیوون نیستیم که همه چی به شکل غریزه نگاه بشه.البته بعید هم نیست از این همه تباهی اندیشه.......دم تو و مصباح گرم..هم عقیده اید.
پاسخ:
یعنی من هم دارم زور میزنم همین رو بگم
پای مصباح رو چرا وسط میکشی؟
1389/12/19 00:40
pardis
امتیاز: 0 0
لینک نظر
vayyyy sedi junam ajab pasokhi dar javabe commente man neveshti, kheiliiiiiii be delam neshast, nemidunam khodetam miduni ke cheghadr ghashang kalamato kenare ham michinio adamo jazbe khodet mikoni?
to tuye neveshtan bi naziriiiiiiii :-*
پاسخ:
عزیزمـــــــــی
1389/12/19 14:40
دمدمی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تا آنجا که ما می دانیم "تعهد" اتفاقا یکی از شروط لازم "روشنفکری" است که در این هم بحث زیاد... شما خودتان هم استایل زندگی دیگران را تحقیر کرده اید؟
پاسخ:
کلمات معنای واقعی خودشون رو از دست دادن
در ذات بله، تعهد از شرایط لازم روشنفکریه
. . .
بله من از استایل زندگی آدمهای ولنگ و واز میترسم. اگه اسمش رو میشه تحقیر گذاشت.
1389/12/19 23:40
کیمیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام .
با اینکه این پست هیچ جایی برای انتقاد نداره امامن با «من» موافقم.همیشهءخدا بدی توی دنیا زیاده؛شاید الآن زیادتر باشه ؛....
من با«من»موافقم چون شما یک عالمه دوست دارید که عاشق همدیگه ایدو هی قربون صدقهءهم میرید؛خدا هم که انقدر دوستتون داره که میذاره باهاش حرف بزنید(به همه از این اجازه ها نداده که)؛بایک عالمه گل و گیاه دوستید(اما نمی دونم چرا برای خوردنشون اینهمه اشتها؟)؛بلدید چی می خواین از زندگی و می دونید از چیا لذت می برید؛.....؛.....؛.....اینا و.....نمی تونن جزءاون۹۸٪باشن
1389/12/22 09:53
یوخه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اره باید جمع کنیو برییم . . .
1389/12/22 09:54
یوخه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منظورم جمع کنیم بودا
1389/12/23 14:33
سیفتال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
در کل حرف شما مشکلی نمی بینم .تعهد و اخلاق و اینا خوب است ولی فکر می کنم یا بابای مایه دار داری یا بحث شیرین نفست از جای گرمو این صحبتا . اگه کسی نخواد مرد بشه چی ؟ اون ذات شریفو اگه کسی نخواد کی رو باس ببینه؟
امیدواری خوبه ولی نباس از واقعیت فرار کرد عزیز بومی آدم که دستی دستی خودشو وارد طیف و شرایطی نمی کنه که در پاراگراف دوم گفتی واز دستشون می خوای سر به کوه و بیابون بذاری. میکنه؟
پاسخ:
آدمایی که باباشون فقیره به این مسائل فک نمیکنن؟
نخواد مرد باشه، به من چه؟ زندگی خودشو بکنه. تا وقتی به من آسیب نرسونه این رفتارش، اصلا ارتباطی به من نداره. من دارم راجع به آدمهای دور بر خودم حرف میزنم. بله دستی دستی وارد اون طیف و شرایط شدم. با رفتارهای ولنگ و وازانه شون همه چیو خراب کردن.
آدمها حق دارند هرچقدر که دلشون میخواد کثیف باشن، اما حق ندارن موجب آسیب رسوندن کسی یا چیزی بشند. من از یه موضوع خیلی جدی حرف میزنم دوست عزیز. طرف حسابم آدمهای ولنگ و واز غریبه ی تو خیابون نبودند.
1389/12/25 12:48
mosi
امتیاز: 0 0
لینک نظر
متاسفانه آدما یه وقتایی یه چیزایی رو فراموش میکنن مثل همون کرامت،شرافت و بخصوص تعهد و .... حالا یه نفر میاد این فراموش شده ها را به یاد اونا میاره اگه طرف مقابل آدم واقع بینی باشه که این یادآوریه میشه براش یه تلنگر و شاید تکونی بخودش بده...اگه واقع بین نباشه هم این حرفا رو نمی پذیره و به راه خودش ادامه میده...حالا حرف من اینه یه نفر پیدا شده داره حرف حساب میزنه چرا ما باید سریع موضع گیری کنیم و طبق رفتار زشت نهادینه شده امروزه جامعه مون بهش انگ بزنیم که تو بابای مایه دار داری و قص علی هذا...پدر من میخوای بد باشی باش،میخوای به کسی متعهد نباش خوب نباش چرا اینو جار میزنی و بعدش بزور میخوای افرادی رو که دوس ندارن مثل تو باشن مجاب کنی به مثل تو شدن...حقیقتش اومده بودم رد بشم برم و نمیخواستم چیزی بگم ولی دوستمون که یه چیزایی گفته بود دیدم باید جواب داده بشه واسه همین مزاحم بقیه شدم ...شاد باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد