X
تبلیغات
رایتل
1389/12/03

بارِ گناهتان را تنهایی به دوش بکشید. مرد باشید جان مادرتان

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 19:20

یک سال و نیم اینطورها باهام قهر بود. یعنی قهر ها!

اخم و تخم میکرد، راه براه حالم را میگرفت، کم محلی میکرد، میفرستادم دنبال نخودسیاه... خلاصه نهایت بدجنسی را بجا می آورد. هیچ وقت دلم نخواسته بود بدانم چه مرگش است. پوست کلفت شده بودم. اینهمه آدم بی دلیل قهر کردند باهام، این هم روش.

امروز نشسته بودم تو اتاق کارش داشتم غرغر می کردم که رئیس دانشکده چرا اینقدر گیر است. یهو برگشت گفت "ازت دلخورم." گفتم "بعدِ اینهمه وقت الان یادتان آمده مهندس؟" گفت "سه ترم پیش بدجوری زیرآبم را زدی. گران تمام شد برام." خونسرد و بی تفاوت تو روش درآمدم که "اگر حتی یک درصد پیش خودتان اطمینان داشتید کارِ من بوده و حق با شماست، همان سه ترم پیش مثل مرد تو روم می ایستادید بهم میگفتید. نه الان، بعدِ اینهمه وقت"

بعد براش توضیح دادم که آدمهای ترسو، دعویه شان را میگذارند برای وقتی که آبها از آسیاب افتاد. چون با خودشان که رودرواسی ندارند. میدانند حق با طرف مقابل است. بنابراین کینه ی شتری بی دلیل شان را توی دلشان نگه میدارند تا با مقصر دانستن بقیه، خشم شان کنترل شده باشد. اقلا یک کسی باشد فحشِ گندی را که خودشان بالا آورده اند را تحویلش دهند و طرف بی اینکه روحش خبر داشته باشد، حق اظهارنظر و دفاع هم نداشته باشد.

اینجورها بود که آشتی کردیم! بعدِ یک سال و نیم

نظرات (9)
1389/12/03
|+| نوشته شده توسط محی در ساعت 20:49
:)
پاسخ:
لبخند تحویل من میدید شما؟
1389/12/04
|+| نوشته شده توسط جوجویی در ساعت 15:22
سلام خیلی جالب بود
راستش حق با شماست
نباید زود قضاوت کرد
خیلی قشنگ بود
مخصوصا حرفای شما
پاسخ:
نباید زود قضاوت کرد.
.
.
.
چقد ازم تعریف کردی. چه روحیه ای گرفتم
1389/12/04
|+| نوشته شده توسط فریبا صادق زاده در ساعت 22:17
حرف شما مثل پله برقی وحرف او مثل پله برقی است که برق ندارد
1389/12/04
|+| نوشته شده توسط الی در ساعت 23:18
با این وجود هنوزم نا خوش احوالی؟؟
1389/12/05
|+| نوشته شده توسط نازی در ساعت 16:19
می گم که چقدر دلش واست تنگ شده بود که یهویی این جوری بت گفت نه؟
1389/12/06
|+| نوشته شده توسط ... در ساعت 10:22
...
1389/12/07
|+| نوشته شده توسط آذر در ساعت 15:40
به سلامتی :)
1389/12/12
|+| نوشته شده توسط نیما اقلیما در ساعت 19:58
delam tang shode boood goftam tanha jayee ke mishe didet injast refigh , kam peydayeee dokhtar matnet ro ham khoondam khoob boood vali shayad khodetam dari zoood ghezavat mikoni
moshtaghe didar
eradat mand refigh nima :)
پاسخ:
فدات شم :*
1389/12/15
|+| نوشته شده توسط pardis در ساعت 03:02
sedi junammmmm cheghadr ghashang neveshtio minevisi, harfe dele ma ro migia :*
migam vaght kardi az manam ye chizaki benevis! delemun mund yeki az ma ham ye harfi jayi benevise :)
پاسخ:
فدای تو بشم
تو عزیز دل منی
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد