X
تبلیغات
رایتل
1389/08/12

آقای اسمایل

نوشته شده توسط Sedi در ساعت 17:10

افسردگی حاد گرفته بودم. از اینها که یک هفته قبل از تولد هر سالم می گیردم و ول نمی کند تا یک هفته بعد از تولدم. شعار امسالم این بود که "چرا آدمها به زور ۲۴ سالشان می شود در حالیکه واقعا ۲۴ سالشان نیست؟ لابد همینجوری پیش بروم همینقدر الکی الکی سال دیگر ۲۵ را هم رد میکنم."

بیخودی کله ام را فرو کرده بودم توی بالش داشتم گریه میکردم. چه میدانم چرا؟ جواد صبحش sms داده بود "اینجا (تهران) داره بارون میاد. از اون بارونهایی که آدم دوست داره زیرش راه بره." خیس و غمگین کله ام را از توی بالش آوردم بیرون. آقای اسمایل داشت لبخند میزد بهم از زیر تخت! از این لبخندهای لج درآری که دلت میخواهد طرف را خفه کنی. جواد دوباره sms داد "هنوز داره بارون میاد. دیگه شده از اون بارونا که آدم دوس نداره زیرش راه بره"

حق با آقای اسمایل است. خیلی وقتها باید به خیلی چیزها خندید.

آقای اسمایل دوست جدیدم است. همیشه همینقدر خنثی و اعصاب خردکن. با لبخند پهن گشاد مسخره ای روی صورتش. به همه چیز می خندد. وقتهایی که اصلا توقع نداری انرژی مثبت بهت می دهد. مثلا وقتی دراز کشیدی کف اتاق کله ات را فرو کرده ای توی بالش گریه میکنی یهو سرت را می چرخانی٬ میبینی از زیر تخت نیشش باز است برایت.

نظرات (17)
1389/08/12
|+| نوشته شده توسط سارا در ساعت 17:59
آقا اسمایل همین است!!منم دارم ،مال من جا کلیدی بود مثلا !یکروز آنقدر حرصم درآمد و آنقدر فشارش دادم که از کلیدش جدا شد و مثل یک سیب زمینی بیرگ کنار افتاد حالا هم الان روبرویم گوشه ی دیوار به سمت سقف نیشخند میزند!
از آنانی است که برایش مهم نیست چروک میشود یا نه باز لبخندش را میزند عمیق.
پاسخ:
فشاری اند از بس
1389/08/12
|+| نوشته شده توسط لو دیریـا در ساعت 19:05
نه نخند خفه اش کن گریه کن خیلی گریه کن
من وقتی گریه می کنم عجیب چشم هایم خوب می بیند مثل الان
بعد دیدی چشم هایت تازه پف می کند درشت تر هم می شود مخصوصا وقتی که تا صدای پای کسی می شنوی نفس نمی کشی وقتی اون دو پا رد شد رفت بدو بدو میری همونجا که اینقدر صورتت را با صابون می شوری که بعدش اگه دست بکشی رو لپت عجیب صدای خوبی مثل ترمز ماشین می دهد مثل وقتی استکان و پیرکس می شوری ببین چقدر خوبه آدم گریه کنه
اسمایل واسم نخریااااا من اسمایل نمی خوام
پاسخ:
یادته اون شب تو مطب دندونپزشکی؟
قشنگ گریه دار بود حالت هاااااا
چه کیف میداد غر میزدی تو خیابون با صدای بلند جیغ میکشیدی سرخ میشدی عصبانی میشدی
چشات سررررخ بود دوس داشتم
ما خودآزاریم آیا؟
1389/08/12
|+| نوشته شده توسط لو دیریـا در ساعت 19:17
نعه نه نیستیم
میگماااا انگار این اسمایل مهره مار دارد خنده ام گرفته ... دهان گشاد خوبی است به کامنت های منم می خندد بی تربیت
1389/08/13
|+| نوشته شده توسط منا در ساعت 01:04
سلام

مگه یادت رفته :
age is nothing but a number
رادیوی منم گوش کن برنامه هاش خوبه D:

تازه تو دوتا دوست جدید داری من و آقای اسمایل

تو منو غافلگیر کردی

قدم نو رسیده مبارکککککککککککککککککک
1389/08/13
|+| نوشته شده توسط امیرسالار در ساعت 01:30
اونم به من sms داد که جات بیشتر از همیشه خالیه... تهران بارون می آد هوا دو نفرست کاش بودی...دلم گرفت
این حاجی اسمایل شما حرص من ٌ هم درآورد 2درجه تب دارم کیفِ پولمم با کلِ زندگیم گم شد امروز... میشه خندید آیا؟
1389/08/13
|+| نوشته شده توسط امیرسالار در ساعت 14:48
کیف پولم با کل زندگیم پیدا شد امروز:دی میشه نخندید آیا؟
1389/08/13
|+| نوشته شده توسط میرزاها در ساعت 17:27
به خوانش شعری از من دعوت هستی منتظر نظر شما هستم .
با احترام لینک شدید .
1389/08/13
|+| نوشته شده توسط میرزاها در ساعت 17:28
تبریک ک ک باد .
1389/08/14
|+| نوشته شده توسط جیغ در ساعت 00:46
فکرشو کن یک سال دیگه میشه ربع قرن سنت! چیز کمی نیستاااا
ربع قرن
پاسخ:
دیشب داشتم بهش فک میکردم اتفاقا
1389/08/14
|+| نوشته شده توسط سمیرا دینه میگرو در ساعت 15:32
الکی بخندیم تا دنیا هم الکی الکی به ما بخنده
1389/08/14
|+| نوشته شده توسط سیما در ساعت 18:53
منم آقای اسمایل می خوام
1389/08/15
|+| نوشته شده توسط . در ساعت 09:07
بهتون تبریک می گم دوست عزیر
سخنرانی رئیس ارشاد توی اختتامیه جشنواره تئاتر در باره بیانیه شیاطین فرهنگی کلا از از روی مطلب شما نت برداری شده بود بهتون پیشنهاد میکنم به دفتر ایشان بروید و حق التحریر سخنرانی را بگیرید و حتی می توانید سخنرانی های بعدیشان را برایشان بنویسید . آخر حیف است این همه استعداد تلف شود
پاسخ:
من فقط برای جناب آقای دکتر احمدی نژاد متن سخنرانی مینویسم
1389/08/15
|+| نوشته شده توسط در ساعت 09:27
خدا رو شکر یه آقای اسمایل داری که بهت یاد آوری کنه بخندی
آره عزیزم دنیا ارزش اینو نداره که براش گریه کنی
حیف چشمات نیست
به جاش از ته دل بخند بگذار همه صداتو بشنون
1389/08/15
|+| نوشته شده توسط محمدحسین در ساعت 10:12
تهران باران نمی بارد
تولد شما و موشهاتون هم مبارک
1389/08/15
|+| نوشته شده توسط نازنین در ساعت 17:26
خدا رو شکر یه آقای اسمایل داری که بهت یاد آوری کنه بخندی
آره عزیزم دنیا ارزش اینو نداره که براش گریه کنی
حیف چشمات نیست
به جاش از ته دل بخند بگذار همه صداتو بشنون

عزیزم این من بودم نوشتم اما یادم رفت اسمم رو بنویسم فدای تو
1389/08/16
|+| نوشته شده توسط من در ساعت 03:20
هی روزگار! چه زود بزرگ شدی انگار همین دیروز بود! اگه ناراحت نمیشی چند سال پیش بچه تر و آدمتر بودی!
پیشاپیش تولدت مبارک هرچند دوست نداری بزرگ بشی
1389/08/17
|+| نوشته شده توسط نازنین در ساعت 11:44
سلام دختر خوشگل
کجایی کم پیدا شدی؟
دوست داری برای تولدت چی برات بخرم؟
چی دوست داری؟ من نمیدونم گیج شدم
میشه منو راهنمایی کنی؟!
پاسخ:
نه راهنمایی نمیکنم
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد