X
تبلیغات
رایتل

madhouse

درد دارد خوب، ایناهاش این هم جایش :(

داشتم آرشیو گردی می کردم. لابلای فایلهای عتیقه ای که از چند سال پیش برای روز مبادا آپلود کرده بودم یک کنج امن، یک یادداشت دیدم که حوالی زمستان 87 نوشته بودمش، و از ترس اینکه کسی بخوانَدَش بعد از اسکن نابودش کرده بودم. 

همینجوری قاطی آت آشغالهای روز مبادایم یک گوشه برای خودشان خاک میخوردند این دو برگ گلایه نامه. آن موقعها آدم احساساتی مشنگ خل وضعی بودم. یک کسانی عجیب حالم را گرفته بودند. چپیده بودم پشت میز کارم با دقت داشتم برای دل خودم غرغرنامه مینوشتم. خانم مدیرعامل هر 5 دقیقه یک بار سرک می کشید، ذوق میکرد که چه کارمند باوجدانی دارد. چنان سرش به کارش گرم است بمب بترکد صدایش درنمیآید. (چقدر منتظر می ماندم سربرگ های شرکت تمام شود، صفحه ی کاهی آخرش را بردارم برای خودم رویش مثلن کوچه ی فریدون مشیری را بنویسم.)

خداییش دلم اقلا خجسته تر از الان بود. آدم هرچقدر هم که گه باشد، وقتی باهات بهم می زند، دردت می آید. دختر و پسر هم ندارد به خدا

تاریخ ارسال: 1389/07/23 ساعت 02:44 | نویسنده: Sedi | چاپ مطلب
نظرات (15)
1389/07/23 02:56
عمــــــــو پوریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چی بنویسم ؟؟؟
نمی دونم!!
خودت به جا کامنتم یه چیزه قشنگ بنویس بزار !!
1389/07/23 03:01
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.

زیاد سخت نگیر رفیق ٫ این خاطرات نوستالوژیکی هرگز پایانی نداره ٫ زندگی سگی تر از این حرف هاست...
پاسخ:
سخت نمیگیرم
سخت هست
چه آدرس باحالی داره وبلاگت
1389/07/23 03:06
Vampire Queen
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمی دونم کی هستی و چی هستی وی میدونم هر آنچه از در بر آید لاجرم بر دل نشیند .
امشب داشتم به یکی از دوستام که هفت سال پیش باهاش دوست میشدم میگفتم :

تا حالا
شده
یه لحظه
فکر کنی
: یه زمانی
یه دوست کوچولویی داشتی
که دوست داشت
و شده
با خودت بگی
چقدر وقته میبینمش ولی
اهمیت نمی دم؟
رویا
دوست کوچولوت
دو ماه دیگه میشه 21 سالش
هنوز همون اندازه دوست داره که دوست داشت
دارم گریه میکنم
همه از هم جدا شدیم
من دلم براتون تنگ میشه
و همیشه برام سواله که
چرا همتون بزرگ شدین
جز من
. . .
پاسخ:
تو جدن دوس داری خون آشام باشی؟
یا اداشو درمیاری؟
.
.
.
به قول این رفیقمون، زندگی سگی تر از این حرفاس
1389/07/23 06:01
.
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وه.مردم از دست تو.ادم کن دیگه.باورکن مثل همه اینایی که ولت کردند نمی زنم به چاک.اصلا اونا کی بودند تو خودت مهمی.
پاسخ:
بله؟!
1389/07/23 08:54
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.

فکر کنم کامنت اشتباهی گذاشتی تو وبلاگم ! :))
پاسخ:
جواب همین کامنتت بود
اونجام گذاشتم
ببخشید دیگه
1389/07/23 10:21
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پس اون موقعهام خوب مینوشتی رفیق
منم از کنار این وبلاگها رد میشدم اما چند ماهی میشه عجیب پابند این دیوونه خونه شدم! البته دیوونه نیستم ها.
راستی، داستان ننوشتی هنوز؟!
پاسخ:
نه هنوز :))
1389/07/23 19:04
mahbube
امتیاز: 0 0
لینک نظر
naaaaaaaaaaaaa
jeddan shabihim !!!!!
1389/07/24 01:58
امیرسالار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یه مدته حسابی قاطی کردمٌ شبا خوابم نمی بره ... و هر شب اولین جایی که به ذهنم می رسه بیام اینجاست بعضی از پستای اینجارو چندین بار خوندم گاهیم نظرکی میذارم هرچند همیشه بی جواب می مونه اما مهم نیست این مهمه که اینجا به من آرامش میده
پاسخ:
جایی واسه حرف نمیذاری
تمام و کماله کامنتات
1389/07/24 13:29
یوخه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اوه صدی
اونوقتا هم دلت پردرد بوده ها؟
چه چیزایی برای ادم میمونه برای یاد کردن
عجب چرا رسمش عوض نمیشه؟
1389/07/24 13:36
آیدین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واااااااااااااااااااا
1389/07/24 21:55
وحید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هی روزگار..... کارگر معدن شیلی هم نشدیم بیارنمون بیرون بپرن تو بغلمون ماچمون کنن
پاسخ:
به خدا
1389/07/25 02:50
لیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هی فلانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
فلان فلان شده ;)

به قول یه دوست
بی خیالی طی کن
پاسخ:
چشب
1389/07/25 13:04
یوخه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هممون حسابی قاطیما
چیشششششششششششششششششششش
1389/07/25 18:54
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.

منطورت رو متوجه نشدم؟!

من میخواهم پاتیل شوم ٫ تو دیگه چرا؟!
1389/07/26 09:14
سمیرا دینه میگرو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من من من تو گلی تو حرف نداری همش حرفای دل ‏
منو می زنی فقط من قدرت بیانشو ندارم سعی
کردم ولی نمی شه همیشه میام به دیوونه خونت چون منم
دیوونم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد